X
تبلیغات
رایتل
شهر ارواح
اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
سه‌شنبه 22 خرداد‌ماه سال 1386
داستان ارواح- قسمت چهل و دوم- صور مرگ

قسمت چهل و دوم

صور مرگ

(سوره زمر آیه 68، سوره یس آیه 29، سوره نمل آیه 87 و تفسیر نمونه جلد 19)

 

     و آنروز فرا رسید، روزی که عالم برزخ خریدار هزاران انسانی شد که به ناگاه و سراسیمه جهان مادی را ترک گفتند.

     یک بار که عده ای از آنها در حلقه ما حضور داشتند، خاطرات خود را از آن لحظات آخر بیان کردند. چنانچه یکی از آنها می گفت: من در بازار مشغول خرید بودم. همین که خواستم مبلغ جنسی را که برداشته بودم بپردازم ناگهان صیحه وحشتناک و بلندی را شنیدم که تحمل مرا ربود و در دم جان سپردم.

     دیگری می گفت من مشغول گفتگو با دوستم بودم که آن صدای بی مانند، روح ما را از بدنمان جدا کرد.

     پس از آن صحبتها بود که ازنیک توضیح خواستم و او در جوابم گفت: صدایی که مردمان آخرالزمان شنیدند و از وحشت آن به ناگاه جان سپردند، صور حضرت اسرافیل بود که به دستور خدای متعال صورت گرفت و با آن صدا همه اهل زمین و آسمان جان سپردند. اینک هیچ جنبنده ای در عالم وجود ندارد. آنکه هست، خداست و بس.

     از تصویر این صحنه، شگفت زده شدم اما هنگامی بر شگفتی من افزوده شد که نیک از صور دیگر سخن به میان آورد. او گفت: هنگام برپا شدن قیامت کبری، حضرت اسرافیل صور حیات را می دمد تا همگان زنده شوند.

     و اینک من با شفاعت مجدد چهاردهم معصوم(ع) و چند تن از شهدا (بحارالانوار/ ج3 ص299) جایگاهم به نقطه بالاتری تغییر کرده است. (اصول کافی/ ج2 ص598)

     خیلی بالاتر از مکان من، جایگاه شهدا قرار گرفته است که صدای شادی آنها موجب سرور اهالی همجوارشان می شود.

     بسیاری از اوقات به حال کسانی که با شهداء محشور بوده و نشست و برخاست دارند غبطه می خورم اما با این همه رحمت الهی دلم را آرام می کند.

     از اینها مهمتر ، عده ای از شیعیان خالص، گاه گاه به عالیترین نقطه وادی السلام رفته و با خاندان با عظمت رسول خدا(ص) ملاقات می کنند. (بحارالانوار/ ج6 ص 245)

ادامه دارد ...

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
غروب سیاه پوش

تعداد میهمانان : 157915