X
تبلیغات
رایتل
شهر ارواح
اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
جمعه 19 خرداد‌ماه سال 1385
مسافر

تو کی بودی ای مسافر

که منو در من شکستی

رفتی اما در دل من

تو همیشه زنده هستی

تو کی بودی که به یادت

باید آواره بمونم

پا به پای باد شبگرد

برم و از تو بخونم

انتظار دیدن تو منو آروم نمی زاره

مثل بغضی که گلومو بسته اما نمی باره

چه نشستی که چشامو برق تنهایی ربوده

چشمی از سحر نداشتم اگه داشتم از تو بوده

چه نشستی که شکستم زیر بار غم غربت

خالی از نغمه شوقم پرم از قصه محنت

گم شدم تو شهر ظلمت رد پایی تو شبا نیست

با صدای حق حق من کسی اینجا آشنا نیست

ای صدای آسمونی پرم از هرچه شنیدم

کاشکی می‌شد پر کشیدن به هوای با تو بودن

انتظار دیدن تو منو آروم نمی زاره

مثل بغضی که گلومو بسته اما نمی باره

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
غروب سیاه پوش

تعداد میهمانان : 157842